خدا هم سراسر محبت است و هم کاملاً قدوس.
برای اینکه بفهمید به کجا تعلق دارید، باید بدانید خدا کیست. او هم سراسر محبت است و هم کاملاً قدوس. محبتش ما را به سوی خودش میکشد. قدوسیتش توضیح میدهد که چرا نمیتوانیم بهسادگی و با تکیه بر خودمان به خانه برگردیم.
«خدا محبت است.»
«مقدّس باشید، زیرا من قدّوسم.»
وقتی خدا را تصور میکنید، آیا بر محبتش تأکید میکنید، بر قدوسیتش—یا بر هر دو با هم؟
ما اغلب فکر میکنیم محبت و عدالت ضد هماند. اما در خدا، این دو یکیاند. قدوسیت یعنی خدا خودش معیار نیکویی است. او نوری است که هیچ تاریکی در آن نیست. محبت یعنی او خیر واقعی آفریدههایش را میخواهد. اگر خدا بدی را نادیده میگرفت، قربانیان فراموش میشدند و دنیا همینطور زخمی باقی میماند. اگر فقط بدی را مجازات میکرد، هیچکدام از ما از آزمون سربلند بیرون نمیآمدیم. کتاب مقدس میگوید خدا محبت مقدس است: محبتی چنان راستین که سهلانگار نیست، و قدوسیتی چنان نیکو که بیرحم نیست.
ما این کشمکش را در خودمان حس میکنیم: وجدانمان میگوید عدالت مهم است، اما دلمان تشنۀ رحمت است. این دو نیاز فقط در خدا به هم میرسند. صلیب همان جایی است که عدالت خدا و محبت خدا به هم میرسند.
خدایی که قدوسیتش بدی را نادیده نمیگیرد، همان خدایی است که محبتش ما را رها نمیکند. کتاب مقدس قدمبهقدم نشان میدهد که چگونه این محبت مقدس، دنیا را دوباره سامان میدهد.
این موضوع مهم است. این حقیقت نشان میدهد چرا به نجات نیاز داریم، نه فقط به یک نقشۀ راه. و همین حقیقت توضیح میدهد چرا امید داریم.
آیات کتاب مقدس
«خدا محبت است.»
«مقدّس باشید، زیرا من قدّوسم.»
«عدل و انصاف اساس تخت توست، محبت و وفاداری پیش رویت میخرامند.»
به این فکر کنید
- چرا این مژده است که محبت خدا مقدس هم هست—و قدوسیتش محبتآمیز؟
- آیا دید شما از محبت یا عدالت با تعریف خدا همخوانی دارد؟
اگر خدا محبت است، چرا بهسادگی نمیبخشد؟
چون محبت واقعی حقیقت را دربارۀ بدی و بهای گناه میگوید. اگر خدا فقط چشمش را روی بدی ببندد، این در حق قربانیان بیمحبتی است، و دربارۀ زخمی که گناه به جا میگذارد هم صادقانه نیست. در کتاب مقدس، محبت و عدالت دست در دست هم دارند. بخشش، رحمتی پرهزینه است. ادعای مسیحیت این است که خودِ خدا این بها را پرداخت. بدی داوری شد، و به همین دلیل گناهکاران پذیرفته میشوند.
آیا قدوسیت سختگیرانه یا محدودکننده است؟
قدوسیت زیبایی اخلاقی خداست. آن را کمتر مثل یک کتاب قانون ببینید و بیشتر مثل نور خورشید برای جان. ما وقتی همانطور زندگی کنیم که خدا ما را طراحی کرده، شکوفا میشویم، همانطور که ماهی در آب زنده و سرحال است. قدوسیت فضایی است که زندگی با خدا در آن جریان دارد. نیکوییای است که محبت در آن رشد میکند.
آیا داوری نشانۀ بیمحبتی است؟
داوری یعنی محبت تصمیم میگیرد از آنچه دوستش دارد محافظت کند. بیاعتنایی به بدی، خودش بیمحبتی است. شگفتیِ مسیحیت این است که داوری خدا و رحمت خدا به هم میرسند. او عدالت را برقرار میکند، اما به هزینۀ خودش راهی برای رحمت باز میکند. محبت مقدس در عمل اینگونه است.
چرا به نظر میرسد «خدای عهد عتیق» خشمگین و «خدای عهد جدید» محبتآمیز است؟
این تقسیمبندی درست نیست. عهد عتیق پر از صبر و محبت خداست. عهد جدید هم صریحاً از داوری سخن میگوید. این یک داستان است دربارۀ یک خدا. او همیشه عدالت و رحمت را کنار هم آورده است. صلیب شخصیت خدا را تغییر نمیدهد؛ آن را آشکار میکند: محبت مقدس در برابر چشم همه.
