خدا بهواسطۀ عیسی بر فاصلهای پل زد که ما هرگز نمیتوانستیم از آن بگذریم.
عیسی، یعنی خدای پسر، انسان شد تا به جای ما بایستد. او زندگی بیگناهی را که ما نمیتوانستیم داشته باشیم، گذراند و سپس مرگی را که سزاوار ما بود بر خود گرفت و داوری خدا را به جای ما تحمل کرد. رستاخیز او ثابت میکند که این بها پذیرفته شده است. آنچه ما هرگز نمیتوانستیم به دست آوریم، خدا رایگان میبخشد: راه بازگشت به خانه باز است.
«مسیح نیز یک بار برای گناهان رنج کشید، پارسایی برای بدکاران، تا شما را نزد خدا بیاورد.»
این که خود خدا هزینۀ بازگرداندن شما به خانه را پرداخت، برای شما چه معنایی دارد؟
بر صلیب، محبت مقدس خدا آشکار میشود. عیسی، یعنی خدای پسر، به جای ما ایستاد. او مجازاتی را که گناه ما سزاوارش بود بر خود گرفت تا ما را با خدا آشتی دهد. پای شخص سومی در میان نیست؛ این خودِ خداست که بها را میپردازد. عدالت نادیده گرفته نمیشود؛ تمام و کمال پرداخت میشود. محبت فقط یک احساس نیست؛ از خودگذشتگی در عمل است. قاضیای را تصور کنید که نمیتواند قانون را نادیده بگیرد، اما متهم را دوست دارد؛ پس خودش جریمه را میپردازد تا عدالت اجرا شود. در مسیح، خودِ خدا بدهی ما را میپردازد.
اما بیایید عمیقتر نگاه کنیم. کسی را تصور کنید که دوستش دارید و زیر بار بدهیای است که نابودش میکند. شانه بالا نمیاندازید و نمیگویید «حیف شد». محبت وادارتان میکند خودتان آن را بپردازید، هر قدر هم گران تمام شود. خدا همین کار را کرد. صلیب یک بحث خشک الهیاتی نیست. جایی است که محبت خدا بار عدالت خدا را به جان خرید تا شما بتوانید به خانه برگردید.
رستاخیز دلیل این حقیقت است. وقتی خدا عیسی را از مردگان برخیزاند، اعلام کرد که بها پذیرفته شده، قدرت گناه شکسته شده، و مرگ شکست خورده است. رستاخیز ثابت میکند که عیسی همان کسی است که ادعا میکرد. اگر عیسی هنوز در قبر است، داریم وقتمان را تلف میکنیم. اما اگر زنده است، هر چه گفته حقیقت دارد. امید خیالپردازی نیست. تضمینی است که خدا دارد همهچیز را نو میسازد، و از شما شروع میکند.
آیات کتاب مقدس
«خدا محبت خود را به ما اینگونه ثابت کرد که وقتی ما هنوز گناهکار بودیم، مسیح در راه ما مرد.»
«مسیح مطابق با کتب مقدّس در راه گناهان ما مرد… دفن شد… و مطابق با همین کتب در روز سوّم از مردگان برخاست.»
«من راه و راستی و حیات هستم؛ هیچکس جز به واسطۀ من، نزد پدر نمیآید.»
به این فکر کنید
- اینکه خدا خودش عدالت را متحمل شد، چه چیزی دربارۀ او به شما میگوید؟
- رستاخیز چگونه نگاه شما به مرگ و امید را تغییر میدهد؟
آیا صلیب ناعادلانه نیست—خدا یک شخص ثالث بیگناه را مجازات میکند؟
این برداشت، تثلیث را درست نفهمیده است. در عیسی، خدای پسر با میل و ارادۀ خودش داوری را بر خود میگیرد تا ما را نزد خدا بیاورد. پدر و پسر با هم درگیر نیستند؛ یک اراده و یک هدف دارند. مثل وقتی است که با دست راستتان مینویسید: دستتان و شما با هم در تضاد نیستید؛ هر دو یک قصد دارید. عدالت الهی با انتقال گناه به مخلوقی دیگر برقرار نمیشود، بلکه با اینکه خودِ خدا بها را میپردازد. این ظلم نیست؛ محبتی از خودگذشته است.
چرا باید به رستاخیز اعتماد کنم؟
چون بر تاریخ محکمی استوار است. نخستین اعتقادنامه (اول قرنتیان 15:3-8) در عرض چند سال پس از واقعه ظاهر شد. قبر خالی بود. مخالفان نتوانستند جسدی ارائه دهند. و شاگردان ترسیده به شاهدان شجاعی تبدیل شدند که برای پیامشان جان دادند. نظریههایی مانند ربوده شدن جسد یا توهم با واقعیتها سازگار نیست. اگر عیسی واقعاً برخاست، ادعاهایش حقیقت دارد و امید فقط یک آرزو نیست.
دربارۀ افراد صادق در ادیان دیگر چطور؟
صداقت مهم است، اما واقعیت مهمتر است. اگر کسی صادقانه داروی اشتباه بخورد، صداقتش او را شفا نمیدهد. مسیحیت فرق دارد: ما به سوی خدا بالا نمیرویم؛ خدا با فیض نزد ما میآید. اگر عیسی از مردگان برخاسته است، نادیده گرفتن او مثل رد کردن داروی شفابخش است. انجیل مژده است چون نجاتی است که کامل شده، نه برنامهای برای خودسازی. خدا جویندگان را همانجا که هستند ملاقات میکند، اما آنها را در مسیح ملاقات میکند.
چرا فقط از طریق عیسی؟ آیا این تنگنظرانه نیست؟
به همان معنا انحصاری است که یک درمان انحصاری است: برای این بیماری فقط یک دارو وجود دارد. اما در عین حال بهشکلی شگفتانگیز فراگیر است: این دعوت برای همه است، هر کاری که کرده باشید. مسیحیت نمیگوید «آنقدر خوب باش تا لیاقتش را پیدا کنی». میگوید «آنچه را برایت انجام شده بپذیر». این در تنگ به روی گشادهترین استقبال باز میشود. عیسی نگفت یکی از راههاست؛ گفت خودش راه است. اگر این حقیقت داشته باشد، بهترین خبر ممکن است.
