هدیۀ حیات را باید پذیرفت، نه اینکه با تلاش به دست آورد.
ایمان و توبه دو روی یک سکهاند. توبه یعنی دست کشیدن از اینکه خودتان فرمانروای زندگیتان باشید، و اعتراف به اینکه نمیتوانید خودتان را نجات دهید. ایمان یعنی اعتماد کامل به عیسی؛ مثل نشستن روی صندلی، تمام وزنتان را از تلاشهای خودتان برمیدارید و بر کاری میگذارید که مسیح انجام داده است.
«هر که به او ایمان آورد هلاک نگردد، بلکه حیات جاویدان یابد.»
انتقال اعتماد از خودتان به مسیح برای شما چه معنایی خواهد داشت؟
ایمان یعنی اعتماد آگاهانه. چیزی بیش از قبول کردن حقایقی دربارۀ عیسی است؛ یعنی خودتان را به او بسپارید. نشستن روی صندلی را تصور کنید: میتوانید از آن تعریف کنید و بررسیاش کنید، اما فقط وقتی واقعاً به آن اعتماد کردهاید که رویش بنشینید. ایمان یعنی نشستن؛ یعنی تمام وزنتان را روی آن بگذارید.
توبه و ایمان با هم اتفاق میافتند. توبه یعنی دست کشیدن از اینکه خودتان فرمانروای زندگیتان باشید؛ یعنی اعتراف کنید: «نمیتوانم خودم را نجات دهم. طوری زندگی کردهام که انگار اختیار همهچیز دست خودم است، و این مرا درهم شکسته است.» ایمان یعنی رو آوردن به عیسی؛ یعنی بگویید: «برای بخشش و حیات نو به تو اعتماد میکنم، نه به خودم. اختیار زندگیام را به تو میسپارم.» نمیتوانید به عیسی اعتماد کنید و در همان حال بخواهید پادشاه زندگی خودتان باشید. و نمیتوانید واقعاً توبه کنید بیآنکه نزد او بیایید. هر دو هدیۀ فیضاند، نه جایزههایی که خودتان به دست آورید.
ایمان واقعی هیچوقت تنها نمیماند؛ آرزوهای تازه و حیات نو به بار میآورد. کامل نخواهید بود، اما از آنِ او خواهید بود.
آیات کتاب مقدس
«امّا به همۀ کسانی که او را پذیرفتند، این حق را داد که فرزندان خدا شوند، یعنی به هر کس که به نام او ایمان آورد.»
«اگر به زبان خود اعتراف کنی «عیسی خداوند است» و در دل خود ایمان داشته باشی که خدا او را از مردگان برخیزانید، نجات خواهی یافت.»
«فیض خدا… به ما میآموزد که بیدینی و امیال دنیوی را ترک گفته، با خویشتنداری و پارسایی و دینداری در این عصر زیست کنیم.»
به این فکر کنید
- کجا هنوز بر نیکویی یا تلاش خودتان تکیه میکنید؟
- چگونه میتوانید امروز اعتمادتان را در دعا به خدا بیان کنید؟
آیا برای ایمان آوردن به اطمینان کامل نیاز دارم؟
نه. ایمان با اعتمادی که دارید شروع میشود و با شناخت مسیح رشد میکند. مسئله اندازۀ ایمان شما نیست بلکه قدرت نجاتدهنده است. حتی دستی لرزان هم میتواند طناب محکمی را بگیرد. امروز به او اعتماد کنید و شکهایتان را با خود بیاورید به جای اینکه منتظر ناپدید شدنشان بمانید. خدا جستجوی صادقانه را ارج مینهد.
اگر قبلاً مسیحیت را امتحان کردهام و شکست خوردهام چطور؟
در این صورت، به تجربه میدانید که نمیتوانید خودتان را نجات دهید، و این خودش اولین قدم به سوی ایمان واقعی است. شاید آنچه شکست خورد خودِ مسیحیت نبود، بلکه نسخهای از آن بود که به جای فیض، بر عملکرد تکیه داشت. انجیل نمیگوید «بیشتر تلاش کن»؛ میگوید «به مسیح اعتماد کن». خدا کسانی را که برمیگردند رد نمیکند؛ برایشان جشن میگیرد. پدر به سوی پسر گمشده دوید، و به سوی شما هم میدود.
اگر نجات از طریق ایمان است، چرا اطاعت کنیم؟
چون محبت انگیزهها را عوض میکند. اطاعت نمیکنیم تا خدا دوستمان داشته باشد؛ اطاعت میکنیم چون از قبل دوستمان دارد. فیض شما را از تلاشی که از ترس سرچشمه میگیرد آزاد میکند و آرزویی تازه به شما میدهد: خشنود کردن کسی که نجاتتان داده است. اینطور فکر کنید: یتیم اطاعت میکند تا جایی در خانواده به دست آورد؛ فرزند اطاعت میکند تا به خانوادهای که عضوش است احترام بگذارد. ما از راه ایمان پارسا شمرده میشویم، اما ایمان واقعی هیچوقت تنها نمیماند؛ میوه میدهد.
آیا اگر بعد از ایمان آوردن گناه کنم، نجاتم را از دست میدهم؟
نه. امنیت شما بر کار تمامشدۀ مسیح استوار است، نه بر عملکرد روزانهتان. گناه خدا را غمگین میکند و به رابطه آسیب میزند، اما فرزندخواندگی شما را باطل نمیکند. وقتی فرزندی نافرمانی میکند، هنوز فرزند است؛ باید به خانه برگردد، نه اینکه دوباره به فرزندی پذیرفته شود. ایمانداران واقعی هم میلغزند، اما روحالقدس آنها را نگاه میدارد تا برای همیشه از دست نروند. اطمینان غرور نیست؛ یعنی آسودن در دست خدا، نه در دست خودتان.
